تبليغاتX
آنیما - بوسه ی شیطان
ads

 

ظاهری زیبا داشت

چهره ای دلفریب

لب هایی آتشین

هولی در درونم شعله می کشد

چشمانم را به خود خیره می کند

لب های سردم ناخودآگاه

نزدیک می شود

صورتش را جلوتر می آورد

face to face

چشمانم امتناع می کند

مویی فاصله است

فاصله ی بین .....

خودم را عقب می کشم

آه ، خدای من....

لب هایم مانده....

چی می توانم کنم؟

هرم وجودش را در سراسر بدنم حس

 می کنم

گرمای وجودش سردم کرده است.

عرق ، عرق ، عرق ....

نزدیک تر آمد....

کم ترین فاصله ای که ...

لب های من و لب های او....

.

سردی بوسه ی شیطان و

طعم گس آن هنوز در سلول های بدنم

 ریشه دارد

و اثر سیاه لب های سرخش ....

آنقدر خسته ام که

نمی توانم اثر سیاه لب های سرخش

را پاک کنم.

تو میتوانی؟

آیا همه فهمیده اند ؟

 

 

 

 

 


در

لينك مطلب

چی بگم؟


از برج میلاد و آزادی تا دروازه قرآن و حافظ
همون آنیمای سابقم
اما الان شیرازم و دانشگاه شیراز


....برای ادامه زندگی چیز خاصی لازم نیست
یه اتاق کوچک
چند جلد کتاب
مقداری طناب
یک چهارپایه
و یک دوست خوب ....
جستجو
نویسندگان
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati