سلام
بذار همین اول بگم که اینجانب تیده آ صاحب وبلاگ قلب یخی
این پست رو به علت تنبلی یا هر شیز دیگه آنیما اشغال کردم و با اصرار زباد(الکی)
آنیما من این پست رو مینویسم.
خوب اگه بخوام طبق نوشته های قبلیش بنویسم که باید غمنامه تحویل شما بدم. اما نه نه کور خوندیدن من تو این پست غم و غصه نمینویسم.
اول یه دعا میکنم واسه شفا همه بندگان کله پوک خدا از جمله خودم و صاحب این بلاگ آنیما و از خدا میخوام یه عقل هر شند نیمه سالم به ما عطا(اتا-عتا ) کنه تا لا اقل بتونیم وبلاگمونو آپ کنیم.
خوب به سبک آنیما یکم شکایت میکنیم اول:
اه ولمون کن دیگه.این همه شکرت رو کردم این همه با زندگی کوفتی که بهم دادی کنار اومدم شی شد؟
من دیگه بریدم .به ولاه ه ه بریدم.دیگه بزنی تو سرمم میگم دمت گرم اشکال نداره.
برام دیگه مهم نیست آینده شی میشه.مگه این گذشته لعتی واسم شی داشت که آیندش بخواد داشته باشه؟
بیا یه حالی بهمون بده دیگه معرفت واسمون خرج کن ببر مارو از این خراب شده .حالا اگه جهنممم بردی- بردی فقط بزار بریم از اینجا شاید اونجوری یه تنوع حاصل بشه تو زندگیمون
آره میدونم اصلا حال نکردین با این نوشته بالام اما خوب من شیکار کنم من که گفتم اینجا شده غمنامه دیدم نامردیه یادی از صاحب بلاگ نکنیم اینجا یکم به سبک خودش نوشتم
حالا به سبک خودم همه شیزای بالارو تکذیب میکنم:
واای خودا جونم دمت گرم .به خدا موندم شجوری ازت واسه همه این حالایی که بهم میدی تشکر کنم.
حالا درسته بعضی اوقات سرت شلوغه میپیچونی مارو
اما خوب بازم خیالی نی به موقش همیشه یه حال مشتی بهمون دادی
یه شند وقتیه دلم گرفته نمیدونم شرا میام هی به تو گیر میدم اما دیگه خودت بزرگی کن و این بنده کچلتو ببخش و بیخیال شر و ورای ما شو آخه با تو درد و دل نکنیم با کی بکنیم
میدونم ناراحت نمیشیا اما خوب دیگه...
از همینجا میگم آنیما جان من یکی اصلا نصیحت پذیر نیستم خودتم دیدی که تو پست جدید وبلاگم نوشته بودم اما به قول خودت که بالای وبلاگت نوشتی:
برای ادامه زندگی چیز خاصی لازم نیست یه اتاق کوچک چند جلد کتاب مقداری طناب یک دوست خوب و یک چهارپایه
پس امیدوارم تو پست بعدیت ببینم که شطوری رویه منو کم میکنی
ا
دیگه زیادی فک زدم بسه .همینه دیگه به بشه رو بدی پر رو میشه
.فقط خواستم نوشته هات یه حرکتی کرده باشه
فعلا خدافیزی 